سلف و خلف

سَلَف و خَلَف

نسخه قابل چاپ

    شبی است از شب های ماه خدا، بلکه محور واصل و «نیمه» ماه خدا، میلاد امام حسن مجتبی -علیه السلام-...
    کریم اهل بیت، که داستان بزرگواری اش به مرد شامی و سائلان مدینه و کوفه و غلامان امام، تنها نمی از یم بی کران کرامت اوست...
    مولای والایی که پیامبر او را «آقا» خواند
(1) و از این رو، «سید» یکی از مشهورترین القاب اوست...
    وارث شایسته شکیبایی علی مرتضی -علیه السلام- که حلم او در برابر بی وفایی زمانه، روی خورشید را از شرم، زرد و سرخ کرده است...
    فرزند خلف امیرالمؤمنین، که مظلومیت و غربت و تنهایی پدر در وجود او تبلوری دیگر یافت...
    و مولود شبی که ماه از شادمانی این رویداد، سخاوتمندانه با قرص کاملش به اهل زمین نور افشانی می کرد... درست مانند شب میلاد آقای دیگری که امروز، در این روزگار تاریک، در همین میان ما مردم، زندگی می کند.
    هم او که کرامت کریم را در سینه دارد و آن را نه فقط به «یاقوت»ها و «علی بن مهزیار»ها، که به همگان ارزانی می دارد.
    بزرگواری آن «آقا» را در وجود به یادگار دارد که نه تنها «مفید»ها و «حلی»ها، که همه زمینیان و آسمانیان از آن بهره ها برده اند.
    شکیبایی آن «حلیم» را در دل انباشته دارد، که صدها سال منتظر وعده خداوند مانده است و شکایتی نمی کند.
    و تنهایی و غربت و مظلومیت امیرالمؤمنین و حسن -علیهما السلام- را به اکمال، به ارث برده است و فریاد «هل من ناصر ینصرنی»اش، چون حسین -علیه السلام- در کوچه های بی وفایی روزگار پاسخی نمی گیرد.
    ...و ما، سرخورده از این سرگردانی، در این شب های رحمت، به سبک دعای همین شب ها -دعای افتتاح- لب به شکوه می گشاییم از این بی کسی:
     خداوندا! گله داریم! شکوه داریم از نبود پیامبرمان و در پرده بودن اماممان، زیادی دشمنانمان و کمی تعدادمان، سختی آزمایش ها و چیرگی روزگار بر ما...

...و می دانیم، می آید!

 

 

پی نوشت ها
1- پیامبر اکرم (ص): «إن ابنی هذا سید... / این پسر من آقاست...»

 

 

© کپی رایت 2006 ونداد  - همه حقوق محفوظ است
rlgs@vandad.ir